حامد ولیلا
حامد دوست برادر لیلا مهدی بود داستان از اینجا شروع میشه که حامد برای خونه ی مهدی آش نذری برد...........
برای ارتباط با ما تماس بگیرید09363228449
بقیه در ادامه مطلب
لیلا صدای زنگ رو میشنوه در اما حجابش کامل نبود وبا یه پیراهن یقه باز وبا یه روسری نازک میاد جلوی در و حامد سلام میده ومیگه بفرمایید نذریه ولیلا میگه خدا قبول کنه وآش رو که میگیریه یک دفعه روسریش باز میشه واز سرش میفته وحامد همه چیز رو داشت تماشا میکرد
آخرین مطالب نوشته شده
